تبلیغات
دلنوشته - مادر
درباره وبلاگ

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود
مدیر وبلاگ : ندا مهاجر
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب وبلاگ چطور بود؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دلنوشته
شنبه 11 تیر 1390 :: نویسنده : ندا مهاجر       

 

نمی دونم چی شد که اینجوری شد ، نمی دونم چند روزه نیستی پیشم

اینا رو می گم که فقط بدونی ، دارم یواش یواش دیوونه میشم

تا کی به عشق دیدن دوبارت ، تو کوچه ها خسته بشم بمیرم

تا کی باید دنبال تو بگردم ، از کی باید سراغت و بگیرم

قرار نبود چشمای من خیس بشه ، قرار نبود هر چی قرار نیست بشه

قرار نبود دیدنت آرزوم شه ، قرار نبود که اینجوری تموم شه

یادت میاد ثانیه های آخر ،گفتی میرم اما میام بزودی

چشمامو بستم نبینی اشکمو ، چشمامو وا کردم و رفت بودی

   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.