تبلیغات
دلنوشته - دلشکسته
درباره وبلاگ

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود
مدیر وبلاگ : ندا مهاجر
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب وبلاگ چطور بود؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دلنوشته
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : ندا مهاجر       

قلب مرا میان غمت جا گذاشتی  

 تا در حریم غربت من پا گذاشتی


 رفتی و در سكوت تماشا نموده ام 

تنهایی ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتی


 رفتی و سهم عشق برای دل تو بود

سهمی برای این دلم آیا گذاشتی ؟


یك بغض كال، یك سبد از درد بی كسی

   سهم من غریب كه اینجا گذاشتی


  گفتی بهار می رسد اما دروغ بود

در قلب من غمی چو اهورا گذاشتی


 مجنون دیگری شدی و دشت پیش روت  

    من را میان غصه چو لیلا گذاشتی


   گفتی كه از بهشت نصیبی نبرده ای

    آن را تمام گردن حوا گذاشتی


  یك قطره اشك سهم من از روزگار شد  

    در لحظه ای كه پای به دنیا گذاشتی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 فروردین 1392 04:16 ب.ظ
آن شب که شد زندگی ما آغاز
آغاز شد افسانه این سوز و گداز
دادند به ما دلی گفتند بسوز
دیدند که سوختیم گفتند بساز
چهارشنبه 30 اسفند 1391 06:13 ق.ظ
سلام. عالیه
چهارشنبه 30 اسفند 1391 06:12 ق.ظ
سلام. عالیه 
چهارشنبه 3 آبان 1391 08:16 ب.ظ
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، ترا بازیچه ابلیس می سازد.

در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!

عیدتان مبارك
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.